مسافرت

روز بعد عید فطر یه مسافرت یه هفته ای به سمت شمال کشور داشتیم
مسافرتمون از شهر آزادشهر و امام زاده آق امام شروع شد و روز بعد به سمت خزرشهر در نزدیکی ساری رفتیم،اونجا دایی علی ویلا داشت و منتظر ما بود تا این چند روز کنار هم خوش بگذرونیم
ویلای دایی جون دوبلکس بود و شما دو تا از پله ها بالا ،پایین میرفتین و اون بالا از نرده ها سرتونو و پاهاتونو آویزون میکردین و همه میخواست این شکلی
محو تماشای شما (محمدصالح جون و محمدحسین جون) دوتاوروجک باشن.....
بابایی بردت کنار دریا و گفت میبرمش توی ساحل خاک بازی کنه و قرار نبود ببردت توی آب ، یه هویی دیدیم با بابایی و بقیه توی دریا دارین شنا میکنین
اینقدر ذوق زده بودی که دلت نمیخواست از توی آب بیای بیرون ....... اگر هم میاوردنت بیرون دوباره با گریه میگفتی:آبَه بییم ....... بعد یه شنای اساسی کنار ساحل با محمدحسین جون شروع کردی به خاک بازی و ...
فردای اونروز به سمت جنگل نور رفتیم............توی جنگل هم با دوستات(محسن ،محمدمهدی ،عرفان،محمدامین) کلی فوتبال بازی و کامیون سواری و... کردی و خیلی هم بهت خوش گذشت

همین جوریش نمیتونیم کنترلت کنیم وای به حالی که یه دوست شیطون بلا هم مثل محمدحسین جون ، داشته باشی
یکی باید مسئول شما دوتا بود ................کنترل تلویزیونواز دست شما دور میکردیم سر از اوپن آشپزخونه ها در می آوردین ...... از اونجا میگرفتیمتون از پله های ویلا بالا میرفتین و از اونجا با همه بای بای میکردین........

اینم یه سری عکس از مسافرتمون(بقیه عکسا توی ادامه مطلب،حتما ببینید)





برج قابوس در شهر گنبد




شنا در دریا


خاک بازی با محمدحسین جون







تله کابین در نمک آبرود







مسافرت 

